۱۰ اشتباه رایج در یادگیری واژگان آلمانی و راهکارهای طلایی برای رفع آنها
اگه از اون دسته زبانآموزایی هستی که با انگیزه شروع میکنن ولی یههو وسط راه حس میکنن همهچی قاطی شده، بدون که تنها نیستی! یادگیری آلمانی، مخصوصاً وقتی حرف واژگان وسط میاد، پر از ریزهکاریه که اگه از همون اول حواسمون نباشه، بعداً حسابی دردسر درست میکنه. خیلیها مثل ما این مسیر رو رفتن و اشتباههای مشابهی کردن؛ اشتباههایی که باعث میشه کلی وقت بذاری ولی آخرش حس کنی نتیجهی درست نگرفتی. توی این مقاله با هم میریم سراغ ۱۰ تا از رایجترین اشتباهها که تقریباً همهی زبانآموزای آلمانی یه جایی مرتکبش میشن و مهمتر از اون، راهکارهایی که کمک میکنه از همین امروز درستشون کنیم. پس اگه دلت میخواد یادگیریت راحتتر، سریعتر و اصولیتر بشه، این نکتهها میتونه مثل یه نقشهی راه به کارت بیاد.
تمرکز صرف بر معنی کلمه بدون توجه به جنسیت و جمع
یکی از شایعترین و بنیادیترین اشتباهات در یادگیری زبان آلمانی، نادیده گرفتن جنسیت (der, die, das) و شکل جمع کلمات است. بسیاری از زبانآموزان تنها به معنی فارسی کلمه بسنده میکنند، مثلاً کلمه "ماشین" را فقط به صورت "Auto" یاد میگیرند، در حالی که در آلمانی این کلمه با جنسیت das Auto و شکل جمع die Autos استفاده میشود. این اشتباه به ظاهر ساده، در آینده مشکلات جدی گرامری ایجاد میکند، زیرا جنسیت کلمه نحوه استفاده از صفات، ضمایر و حروف تعریف را تغییر میدهد. به عنوان مثال، اگر ندانید "Auto" خنثی است، نمیتوانید بهدرستی بگویید "آن ماشین جدید است" که در آلمانی به صورت "Das neue Auto" بیان میشود. عدم توجه به این جزئیات، باعث میشود جملات شما ساختاری غلط و غیرطبیعی داشته باشند و درک آنها برای افراد بومی دشوار شود.
راهکار : برای غلبه بر این اشتباه، باید از همان ابتدا کلمات را به صورت کامل و با جنسیت و شکل جمع آنها یاد بگیرید. هرگز یک کلمه را به صورت تکی حفظ نکنید. یک روش بسیار مؤثر برای این کار، استفاده از کارتهای آموزشی است. در یک روی کارت کلمه فارسی و در روی دیگر، شکل کامل آلمانی آن را بنویسید، برای مثال: "میز -> der Tisch, die Tische" یا "پنجره -> das Fenster, die Fenster". همچنین میتوانید از کلمات جدید در جملات کوتاه استفاده کنید که جنسیت آنها را مشخص میکند. مثلاً: "Der Tisch ist groß" (میز بزرگ است) یا "Die Lampe ist schön" (چراغ زیبا است). استفاده از کدگذاری رنگی نیز میتواند کمککننده باشد؛ برای مثال، همه کلمات با جنسیت der را با رنگ آبی، die را با رنگ قرمز و das را با رنگ سبز بنویسید. این کار به حافظه بصری شما کمک میکند تا جنسیت کلمات را به راحتی به خاطر بیاورید و در آینده از اشتباهات گرامری جلوگیری کنید.
حفظ کردن لیستهای طولانی واژگان
بسیاری از افراد برای یادگیری سریع، به حفظ کردن لیستهای طولانی و نامرتبط از کلمات، مانند یک دیکشنری، روی میآورند. این روش نه تنها کارآمد نیست، بلکه به سرعت منجر به فراموشی میشود. مغز انسان برای یادگیری اطلاعات جدید به ارتباط و بافت نیاز دارد. وقتی کلماتی مانند "گربه"، "سیب" و "هواپیما" را پشت سر هم حفظ میکنید، هیچ ارتباط معنایی بین آنها وجود ندارد و مغز آنها را به عنوان اطلاعاتی بیربط و بیارزش پردازش میکند و به سرعت از حافظه بلندمدت حذف میکند. این فرآیند خستهکننده و بینتیجه است و معمولاً به دلسردی زبانآموزان میانجامد.
راهکار : بهترین راه برای یادگیری واژگان، قرار دادن آنها در گروههای موضوعی یا بافتهای معنادار است. به جای حفظ کردن لیستهای تصادفی، کلمات را بر اساس یک موضوع مشخص، مانند "آشپزخانه"، "خانواده" یا "مدرسه" یاد بگیرید. مثلاً، وقتی کلمات مربوط به آشپزخانه را میخوانید، آنها را در قالب یک داستان کوتاه یا جملاتی مرتبط به کار ببرید: "Der Kühlschrank ist voll und die Spülmaschine läuft" (یخچال پر است و ظرفشویی کار میکند). این روش باعث میشود که کلمات در یک شبکه معنایی به هم متصل شوند و به راحتی به خاطر آورده شوند. از فیلمها، کتابها یا پادکستها استفاده کنید تا کلمات را در بافت طبیعی زبان ببینید و بشنوید. این کار به شما کمک میکند تا کاربرد واقعی کلمات را درک کنید و آنها را به طور مؤثرتری در مکالمات خود به کار ببرید.
یادگیری واژگان بدون تکرار
یکی از باورهای غلط در یادگیری هر زبانی، این است که با یک بار دیدن یا شنیدن یک کلمه، آن را برای همیشه به خاطر خواهید داشت. مغز برای تثبیت اطلاعات به تکرار منظم نیاز دارد. اگر یک کلمه جدید را فقط یک بار بخوانید و به سراغ کلمات دیگر بروید، آن کلمه به سرعت از حافظه کوتاهمدت شما پاک میشود. این اشتباه باعث میشود که زبانآموزان زمان و انرژی زیادی را صرف یادگیری کلمات جدید کنند، اما در نهایت درصد بالایی از آنها را فراموش کنند و در پیشرفت زبان خود با مشکل مواجه شوند.
راهکار: برای جلوگیری از فراموشی، باید از روش تکرار با فاصله (Spaced Repetition) استفاده کنید. این اصل بر این اساس کار میکند که مرور کلمات باید در فواصل زمانی مشخص و به تدریج طولانیتر انجام شود. به عنوان مثال، یک کلمه را ابتدا یک روز بعد از یادگیری، سپس سه روز بعد، یک هفته بعد و در نهایت یک ماه بعد مرور کنید. این روش به مغز شما این پیام را میدهد که این اطلاعات مهم هستند و باید به حافظه بلندمدت منتقل شوند. اپلیکیشنهای محبوب و رایگان مانند Anki و Quizlet بر پایه همین اصل طراحی شدهاند و به صورت هوشمند زمان مناسب برای مرور هر کلمه را به شما یادآوری میکنند. این روش به شما اجازه میدهد که به جای تلف کردن وقت بر روی کلماتی که بلد هستید، تمرکز خود را بر روی کلماتی که هنوز در آنها تسلط ندارید بگذارید.
ترجمه کلمه به کلمه از فارسی به آلمانی
بسیاری از زبانآموزان به هنگام صحبت کردن یا نوشتن به آلمانی، ابتدا جمله را در ذهن خود به فارسی میسازند و سپس تلاش میکنند تا آن را کلمه به کلمه به آلمانی ترجمه کنند. این روش بسیار کند و غیرطبیعی است و اغلب به جملات عجیب و غریب منجر میشود، زیرا بسیاری از اصطلاحات و ساختارهای گرامری در زبان فارسی و آلمانی متفاوت هستند. به عنوان مثال، عبارت "چند سالته؟" در آلمانی به صورت "Wie alt sind Sie?" بیان میشود، که ترجمه تحتاللفظی آن ("چگونه پیر هستید؟") بیمعنی است. این اشتباه مانع از این میشود که زبانآموز به صورت روان و طبیعی صحبت کند.
راهکار: برای غلبه بر این عادت، باید سعی کنید مستقیماً به آلمانی فکر کنید و کلمات را با معادل آلمانی آنها به خاطر بسپارید. به جای اینکه برای کلمه "کتاب" به کلمه فارسی آن فکر کنید، سعی کنید به تصویری از یک کتاب و همزمان به کلمه das Buch فکر کنید. همچنین، به جای یادگیری عبارات به صورت کلمات جداگانه، آنها را به صورت بلوکهای معنایی حفظ کنید. مثلاً، عبارت "Wie geht es Ihnen?" (حال شما چطور است؟) را به عنوان یک واحد کامل به خاطر بسپارید. این کار به مرور زمان باعث میشود که مغز شما به جای ترجمه، به صورت مستقیم از کلمات و عبارات آلمانی استفاده کند و به روانتر شدن مکالمه شما کمک شایانی خواهد کرد.
یادگیری کلمات سطح بالا در سطوح پایینتر
یادگیری زبان آلمانی مانند ساختن یک ساختمان است؛ باید از پایههای محکم شروع کرد. بسیاری از زبانآموزان در شروع راه، به دنبال یادگیری کلمات پیچیده و تخصصی مانند "die Staatsbürgerschaft" (شهروندی) یا "die Globalisierung" (جهانیسازی) هستند، در حالی که هنوز بر واژگان روزمره و ضروری تسلط ندارند. این اشتباه نه تنها زمان و انرژی آنها را هدر میدهد، بلکه به دلیل کمبود کاربرد این کلمات در زندگی روزمره، باعث دلسردی و احساس ناکامی میشود. در سطوح A1 و A2، تمرکز بر روی واژگان پرکاربرد ضروری است.
راهکار: ابتدا بر روی واژگان ضروری و پرکاربرد تمرکز کنید. فهرستی از کلمات و عباراتی که در موقعیتهای روزمره مانند خرید، صحبت با خانواده و دوستان، غذا خوردن یا پرسیدن مسیر استفاده میشوند، تهیه کنید. برای مثال، کلماتی مانند "der Bruder" (برادر)، "die Schwester" (خواهر)، "die Familie" (خانواده)، "das Essen" (غذا) و "das Haus" (خانه) از اولویت بالاتری برخوردارند. پس از تسلط بر این واژگان و گذراندن سطوح مقدماتی، میتوانید به تدریج به سراغ کلمات تخصصیتر و پیچیدهتر بروید. این رویکرد به شما کمک میکند تا دایره واژگان فعال خود را به گونهای گسترش دهید که در مکالمات روزمره کاربردی و مفید باشد و انگیزه شما را برای ادامه یادگیری حفظ کند.
عدم استفاده از واژگان جدید در مکالمه
یادگیری یک کلمه جدید بدون استفاده از آن در عمل، مانند خرید یک ابزار و نگهداری آن در انباری است. بسیاری از زبانآموزان به طور مداوم کلمات جدیدی را حفظ میکنند، اما هرگز آنها را در مکالمه یا نوشتار به کار نمیبرند. در نتیجه، این کلمات در حافظه منفعل (Passive) باقی میمانند، به این معنی که فرد میتواند آنها را تشخیص دهد اما نمیتواند به صورت فعال از آنها استفاده کند. این اشتباه مانع از تبدیل شدن دایره واژگان شما به یک ابزار مؤثر برای ارتباط میشود و در نهایت، منجر به فراموشی آنها میگردد.
راهکار: هر کلمه جدیدی که یاد میگیرید را باید بلافاصله در مکالمه و نوشتار به کار ببرید. یک قانون ساده این است که برای هر کلمه جدید، حداقل سه جمله مختلف بسازید. مثلاً اگر کلمه "das Fahrrad" (دوچرخه) را یاد گرفتید، بگویید: "Ich habe ein Fahrrad" (من یک دوچرخه دارم)، "Mein Fahrrad ist rot" (دوچرخه من قرمز است)، و "Ich fahre gern Fahrrad" (من دوست دارم دوچرخهسواری کنم). از یک دفترچه یادداشت استفاده کنید و جملات خود را بنویسید. همچنین، به دنبال فرصتهایی برای صحبت کردن با افراد بومی یا سایر زبانآموزان باشید تا بتوانید کلمات جدید را در محیط واقعی به کار ببرید. این تمرین مداوم به شما کمک میکند تا واژگان منفعل خود را به واژگان فعال تبدیل کنید و به صورت روانتر و مطمئنتر صحبت کنید.
تلفظ نادرست و عدم توجه به آن
حفظ کردن کلمات بدون توجه به تلفظ صحیح آنها، یک اشتباه بزرگ است. زبان آلمانی دارای برخی صداها و تلفظهای خاص است که در فارسی وجود ندارند، مانند صدای "ö", "ü" و "ä". یادگیری کلمه فقط از طریق نوشتار، باعث میشود که تلفظ نادرست در ذهن شما تثبیت شود و در آینده اصلاح آن بسیار دشوار باشد. تلفظ نادرست میتواند منجر به سوءتفاهم شود، زیرا برخی کلمات با تلفظهای متفاوت معانی کاملاً متفاوتی دارند.
راهکار: همیشه هنگام یادگیری یک کلمه جدید، تلفظ صوتی آن را گوش دهید. از دیکشنریهای آنلاین معتبر مانند Duden یا Pons که تلفظ صوتی کلمات را ارائه میدهند، استفاده کنید. سعی کنید کلمه را با صدای بلند و به صورت صحیح تکرار کنید و به لحن و تکیه (Accent) آن دقت کنید. گوش دادن به پادکستها، موسیقی و تماشای فیلمها و سریالها به زبان آلمانی نیز به شما کمک میکند تا با صداها و ریتم طبیعی زبان آشنا شوید و تلفظ خود را بهبود ببخشید. هرچه بیشتر گوش دهید و تکرار کنید، تلفظ صحیح بیشتر در ذهن شما تثبیت خواهد شد.
بیتوجهی به واژگان ترکیبی (Komposita)
یکی از ویژگیهای بارز زبان آلمانی، وجود کلمات ترکیبی (Komposita) است که از ترکیب دو یا چند کلمه تشکیل میشوند و معنای جدیدی را ایجاد میکنند. مثلاً "Welt" به معنی "جهان" و "Wirtschaft" به معنی "اقتصاد" است، اما با ترکیب آنها، کلمه "Weltwirtschaft" به معنی "اقتصاد جهانی" به دست میآید. اگر فقط کلمات اصلی را یاد بگیرید، در فهم و استفاده از این کلمات ترکیبی که در زبان آلمانی بسیار رایج هستند، دچار مشکل خواهید شد.
راهکار: وقتی یک کلمه جدید یاد میگیرید، به اجزای تشکیلدهنده آن و کلمات ترکیبی مرتبط با آن نیز توجه کنید. مثلاً اگر کلمه "Haus" (خانه) را یاد گرفتید، به کلماتی مانند "das Hausaufgaben" (تکالیف خانه) یا "der Hausschlüssel" (کلید خانه) نیز دقت کنید. این رویکرد به شما کمک میکند تا یک شبکه معنایی قوی در ذهن خود ایجاد کنید و کلمات ترکیبی را به جای کلماتی کاملاً جدید، به عنوان ترکیبی از کلمات آشنا ببینید. این کار فرآیند یادگیری شما را بسیار کارآمدتر میکند و به شما اجازه میدهد که به سرعت دایره واژگان خود را گسترش دهید.
نادیده گرفتن مترادفها و متضادها
یادگیری کلمات به صورت جداگانه و منفرد، شما را از روابط معنایی بین آنها محروم میکند. این اشتباه باعث میشود که دایره واژگان شما محدود بماند و توانایی شما در بیان افکار و احساسات به صورت دقیق کاهش یابد. اگر فقط کلمه "schön" (زیبا) را بلد باشید، نمیتوانید از مترادفهای آن مانند "hübsch" (قشنگ) یا متضاد آن مانند "hässlich" (زشت) استفاده کنید. این امر باعث میشود که صحبت کردن شما یکنواخت و تکراری به نظر برسد.
راهکار: به جای یادگیری کلمات به صورت مجرد، آنها را در شبکههای معنایی یاد بگیرید. برای هر کلمه جدید، مترادفها، متضادها و کلمات مرتبط با آن را پیدا کنید. مثلاً برای کلمه "groß" (بزرگ)، مترادفهای آن مانند "riesig" (غولپیکر) و متضادهای آن مانند "klein" (کوچک) را نیز یاد بگیرید. این کار به شما کمک میکند تا واژگان خود را به صورت عمیقتر یاد بگیرید و توانایی بیان خود را افزایش دهید. استفاده از یک دفترچه یادداشت یا فلشکارتهای هوشمند برای ثبت این روابط معنایی بسیار مفید است.
یادگیری واژگان منفعل (Passive Vocabulary)
بسیاری از زبانآموزان به اندازهای بر روی یادگیری و شناخت کلمات تمرکز میکنند که فراموش میکنند باید از آنها در عمل استفاده کنند. آنها ممکن است بتوانند یک کلمه را در متن یا شنیدار تشخیص دهند، اما در هنگام صحبت کردن یا نوشتن نمیتوانند آن را به یاد بیاورند یا استفاده کنند. این به این معنی است که واژگان آنها فقط انفعالی است. این اشتباه مانع از این میشود که زبانآموز به صورت روان و با اعتماد به نفس صحبت کند.
راهکار: برای تبدیل واژگان منفعل به واژگان فعال (Active Vocabulary)، باید به طور مداوم آنها را در نوشتن و صحبت کردن به کار ببرید. یک دفترچه یادداشت اختصاصی برای واژگان داشته باشید و هر کلمه جدید را در حداقل یک جمله بنویسید. سعی کنید در طول روز با خودتان به زبان آلمانی صحبت کنید و از کلمات جدید استفاده کنید. با یک فرد بومی یا سایر زبانآموزان تمرین کنید. شرکت در کلاسهای مکالمه یا گروههای تبادل زبان (Tandem) نیز فرصتهای عالی برای فعال کردن واژگان شما فراهم میکند. هر چه بیشتر از کلمات استفاده کنید، بیشتر در ذهن شما تثبیت شده و به راحتی قابل بازیابی خواهند بود.
حالا که با این ده تا اشتباه و راهحلهای کاربردیشون آشنا شدی، وقتشه یه تصمیم بگیری: میخوای همین مسیر قدیمی و سخت رو ادامه بدی یا با چند تغییر کوچیک یادگیری آلمانی رو برات جذابتر و کارآمدتر کنی؟ لازم نیست همهی نکتهها رو یکشبه اجرا کنی؛ کافیه از یکی دو تا شروع کنی، مثلاً همین یاد گرفتن کلمات با جنسیت یا استفاده از روش مرور با فاصله. کمکم میبینی که هم ذهنت سبکتر میشه، هم آلمانی برات طبیعیتر. یادت باشه یادگیری زبان یه ماراتنه، نه دو سرعت. هر قدم کوچیک که درست برداری، تو رو یه قدم به روان صحبت کردن نزدیکتر میکنه. پس از همین امروز شروع کن و اجازه نده این اشتباهها جلوی پیشرفتت رو بگیرن.
برای ثبت نظر و دیدگاه خود لطفا با تشکیل حساب کاربری، عضو وب سایت شوید.
آخرین اخبار
ثبت نام آزمون ÖSD بهمن ماه ۱۴۰۴
وب سایت رسمی ثبت نام آزمون ÖSD جهت ثبت نام در آزمون بهمن ماه 1404 در سطوح A1 - A2 - B1 - B2 - C1 - روز دو شنبه 15 دی ماه 1404 از ساعت ۱۰:۰۰ آماده ثبت نام اولیه برای آزمون بهمن ماه ۱۴۰۴ است.
اعلام نتایج آزمون ÖSD آذر ماه ۱۴۰۴
نتایج آزمون آذر ماه ۱۴۰۴ از طریق پروفایل کاربری قابل مشاهده است. لطفا پس از ورود به بخش کاربری ، به بخش کارنامه ها مراجعه فرمایید.
تحویل مدارک آزمون ÖSD آبان ۱۴۰۴
لطفا با توجه به شرایط و ضوابط دریافت مدارک از شنبه تا چهارشنبه ساعت 12:00 الی 20:00 به محل آموزشگاه مراجعه فرمایید
راهنمای استفاده از سامانه آموزشی اندیشه پارسیان
سامانه آموزشی اندیشه پارسیان بستری آنلاین و یکپارچه برای مدیریت دورهها، کلاسها و تکالیف زبانآموزان است که تمام مراحل یادگیری را در یک محیط ساده و منظم در اختیار شما قرار میدهد. در این راهنما، بهصورت قدمبهقدم با بخشهای مختلف LMS آشنا میشوید تا بتوانید بدون سردرگمی از تمام امکانات آموزشی آن استفاده کنید.
ثبت نام آزمون ÖSD دی ماه ۱۴۰۴
وب سایت رسمی ثبت نام آزمون ÖSD جهت ثبت نام در آزمون دی ماه ۱۴۰۴ در سطوح A1 - A2 - B1 - B2 - C1 - روز سه شنبه 25 آذر ماه ۱۴۰۴ از ساعت ۱۰:۰۰ آماده ثبت نام اولیه برای آزمون دی ماه ۱۴۰۴ است.
برچسب ها
آخرین مقالات
الفبای زبان آلمانی
الفبای زبان آلمانی پایه و نقطه شروع یادگیری این زبان است و بدون تسلط بر آن، تلفظ صحیح، دیکته درست کلمات و حتی یادگیری گرامر با مشکل مواجه میشود. خبر خوب این است که الفبای آلمانی شباهت زیادی به الفبای انگلیسی دارد و همین موضوع یادگیری آن را برای زبانآموزان سادهتر میکند؛ اما تفاوتهای ظریف و مهمی هم وجود دارد که دانستن آنها ضروری است.
زبان دانشگاهی دقیقاً یعنی چی؟
زبان دانشگاهی یکی از مهمترین مهارتهایی است که برای موفقیت در تحصیل، مهاجرت و آزمونهای بینالمللی مانند IELTS و ÖSD به آن نیاز دارید. در این مقاله بهصورت جامع و کاربردی توضیح دادهایم زبان دانشگاهی دقیقاً چیست، چه تفاوتی با زبان عمومی دارد و چرا بدون تسلط بر آن، حتی زبانآموزان قوی هم در محیط دانشگاه و آزمونها دچار مشکل میشوند. این راهنما به شما کمک میکند مسیر درست یادگیری زبان دانشگاهی در انگلیسی و آلمانی را بشناسید و هوشمندانه برای آینده تحصیلی و کاری خود آماده شوید.
صرف فعل sprechen
فعل sprechen در زبان آلمانی تنها به معنای سادهی «صحبت کردن» یا «سخن گفتن» محدود نمیشود، بلکه یکی از افعال محوری در بیان ارتباط انسانی، نگرش فرد، جایگاه اجتماعی و شیوهی تعامل زبانی به شمار میرود
صرف فعل leben
فعل leben در زبان آلمانی تنها به مفهوم پایهی «زنده بودن» یا «حیات داشتن» محدود نمیشود، بلکه یکی از افعالی است که بهطور مستقیم با کیفیت زندگی، نگرش فرد و سبک زیستن ارتباط دارد
حرف تعریف منفی در زبان آلمانی
حرف تعریف منفی در زبان آلمانی با kein / keine ساخته میشود و برای منفیکردن اسمها بهکار میرود. یادگیری درست این ساختار باعث میشود جملات شما طبیعیتر، دقیقتر و از نظر آزمونی استانداردتر باشند؛ مخصوصاً در آزمونهایی مثل ÖSD که دقت گرامری اهمیت بالایی دارد.
چرا بعضی زبانآموزان در آزمون ÖSD رد میشوند؟
موفقیت در آزمون ÖSD زمانی اتفاق میافتد که آموزش زبان آلمانی بهصورت اصولی آغاز شود و بهصورت هدفمند به آمادگی تخصصی آزمون برسد. ترکیب کلاسهای عمومی زبان آلمانی، دورههای آمادگی آزمون ÖSD و کارگاههای فشرده، به زبانآموز کمک میکند تا بدون سردرگمی، با شناخت کامل از ساختار آزمون و معیارهای نمرهدهی، به نتیجهای قابل پیشبینی و مطمئن دست پیدا کند.
شباهت های فارسی و آلمانی : !Doch
در بررسی عمیقتر شباهتهای زبان فارسی و آلمانی، میتوان مشاهده کرد که هر دو زبان فراتر از انتقال صرفِ اطلاعات عمل میکنند و ابزارهایی در اختیار گوینده قرار میدهند تا لحن، قضاوت ذهنی، احساسات درونی و موضعگیری خود نسبت به گفته را منتقل کند
منفی کردن Artikel های آلمانی
در زبان آلمانی، منفیکردن اسمها برخلاف بسیاری از زبانها فقط با افزودن یک واژهٔ منفی ساده انجام نمیشود، بلکه ساختار گرامری جمله و نوع Artikel اسم نقش تعیینکنندهای دارد.
حرف تعریف در زبان آلمانی
اگر بخواهید آلمانی را درست، استاندارد و آزمونمحور یاد بگیرید، یادگیری حروف تعریف از پایه غیرقابلچشمپوشی است. هرچه زودتر به حفظ اسمها همراه با حرف تعریف عادت کنید، هم مکالمهتان روانتر میشود و هم در آزمونهایی مثل ÖSD عملکرد بهتری خواهید داشت.
شغل ها به آلمانی
شغلها یکی از اولین موضوعاتی هستند که هر زبانآموز آلمانی با آن روبهرو میشود؛ چون معرفی خود، صحبت درباره آینده، مهاجرت، تحصیل و کار بدون دانستن نام شغلها تقریباً غیرممکن است. در این مقاله و ویدیو با پرکاربردترین شغلها در زبان آلمانی آشنا میشویم.
